الشيخ رسول جعفريان
1076
رسائل حجابيه (فارسى)
را خاموش نموده و با پف اين دهانهاى كثيفشان نور خدا را فرونشانند ؛ ولى هيهات ، هيهات كه اين نور با پف از بين نمىرود ؛ و اين چراغ هرگز خاموش نخواهد شد ، بلكه علىرغم آنها ، آن به آن نورش افزايش يافته و تمام ظلمتها را بالاخره در آتش سوزان خود هضم مىكند . بارى اين چراغ خاموش ناشدنى ، همچنان در قلوب ملل مسلمان گيتى مشتعل است و به يارى خدا ، بالاخره روزى فرامىرسد كه مردانى خداپرست و شجاع ، مردانى باايمان و با شهامت ، و خلاصه مردانى از جان گذشته ، ابن طفيلىها و انگلهاى كوفتى ، اين حشرات خبيث موذى ، اين پشههاى ميكروبى را با يك انقلاب ريشهدار بدست تندباد تحول سپرده ، دور اين چراغ مقدّس را از آلودهگىها پاك و شعلههاى فروزان اين مصباح الهى را با ريختن خونهاى مقدّس خود در سرتاسر عالم برافروزند . به هر جهت چادر يكى از لوازم ضرورى عفّت زنان است و تربيت و تمدّن موهوم امروزى در برابر نيروى جذب و دفع مطلقا سدّى براى جلوگيرى از بىعفّتى نبوده و نخواهد بود . سرچشمه شايد گرفتن به بيل * چو پر گشت نتوان گذشتن به پيل بايد كارى كه جلوى هوسها گرفته شود و رابطهء نامشروع برقرار نگردد كه پس از برقرار شدن رابطه ، ديگر عفّت و حيا تشديد و تحديد ترس از مجازات دنيوى و بيم از كيفر الهى ، سودى نخواهد داشت ، و برجستهترين افراد يك كشورى را در هر لباس و مقام كه باشد ، بدون بيم از قوانين كشورى و ترس از مقرّرات مذهبى به فحشا كشانيده ، دامان ملتى را آلوده و ننگين خواهد نمود . اتوبوس براى گرفتن بنزين و روغن وارد محوطهء پمپ بنزين بيرون دروازهء شهرستان شاهرود شده و توقف نمود . صداى اذان مغرب از خانههاى اطراف شهر به گوش مىرسد ؛ پير و همراهانش براى اداى فريضهء نماز مغرب و عشا از رانندهء اتوبوس مهلت خواسته ، نماز كوتاه سفرى را در هواى سرد كنار جاده به جاى آورده سوار شدند و اتوبوس بدون توقف در شاهرود ، به مقصد سبزوار حركت نمود . منوچهر : آقاى مشهدى رمضان ! حقيقت امر آن است كه من هرچه مىخواهم خودم را به اين امر ( حجاب ) راضى كنم ، مىبينم با دنياى امروز جور در نمىآيد ؛ و در روزگارى كه نمايندگان ملّتهاى بزرگ و كوچك دنيا ، قانون تساوى حقوق زن و مرد را تصويب و امضا مىكنند ، ديگر شايسته نيست كه زنان كشور ما در حجاب باشند ؛ و خلاصه در عصرى كه زنان كشورهاى خارجه در امور اجتماعى و سياسى دخالت نموده و عهدهدار پستهاى وزارت و وكالت مىشوند ، زنان را در زندان ( خانهها ) حبس نمودن ، غلط است . پير : با لبخندى سرد و خفيف و تأثرآميز ؛ آقاى منوچهرخان ! اوّلا قانون تساوى حقوق